کد خبر:2987
پ
IMG-20160105-WA0002

خدمات ارزنده استاد محمد بهمن بیگی به بانوان عشایر

شادروان بهمن بیگی در دورانی ، پای در رکاب اسب تندر خود برای نجات عشایر از رنج ها و دردها گذاشت، که سایه ای از سیاهی و ظلمت بر حیات این قوم سایه افکنده بود . جهل و بی سوادی توام با فقر و فلاکت در اوج خود کولاک می کرد . بهمن بیگی که […]

شادروان بهمن بیگی در دورانی ، پای در رکاب اسب تندر خود برای نجات عشایر از رنج ها و دردها گذاشت، که سایه ای از سیاهی و ظلمت بر حیات این قوم سایه افکنده بود . جهل و بی سوادی توام با فقر و فلاکت در اوج خود کولاک می کرد . بهمن بیگی که خود در فضای بیم و هراس دیو آل در منطقه قشلاقی عشایر چشم به جهان گشود ه بود . بارها در طول حیات پرفراز و نشیب خود شاهد یتیم شدن طفلان در هنگام زادن ، و محروم شدن آنها از نعمت غیر قابل جبران مادر بود که ( بارزترین آن را در داستان آل کتاب بخارای من بخوبی نمایان ساخته . که مادری جان شیرین را در قالب پسری به مردش هدیه می کند و خود بار سفربه ابدیت می بندد نمایان است ) آقای بهمن بیگی در چنین شرایط و جو هولناکی که با آبستن شدن هر مادری امکان داشت زندگی او هم آبستن حوادث تلخ شود به بیشه پر ازمار و عقرب جامعه محروم عشایری پای نهاد . کار درخشان او در تربیت صدها ماما که بتواند مادران را در هنگام زایمان آن هم در شرایط سخت زندگی عشایری مساعدت و یاری کند و از دیو خونخوار آل کاری بی مانند و مثال زدنی است . شاید برخی یادشان باشد پیرزنی را که در اوایل در سر قبر استاد گریه سر داد و می گفت :ای قربانت بروم کجایی ؟ که اگر تو نبودی من مرده بودم و فرزندم با یتیمی وبی مادری بزرگ می شد و هرگز معلم نمی شد .

اذیت نکن برادر
مشاهده خبر...

آری بهمن بیگی چنین بود و چنان کرد در جریان داستان مادر ، معلمی را به خاطر بی احترامی به مادرش از کار برکنار کرد و بخشش دوباره را باز هم به خاطراحترام به مادر پذیرفت و گفت آخر چگونه می توانستم خواهش یک مادر را نادیده بگیرم . بهمن بیگی معتقد بود زن شریف است چون از جنس مادر است که شریف ترین موجود عالم است . و لذا نیمی از تلاش های او برای آموزش دخترانی که اغلب با مخالفت والدین مواجه بود صرف شد که ثمره آن وجود هزاران بانوی معلم و مادران با دانش امروزی در جامعه عشایری است . همان طور که استاد یوسفی در کتاب مدیریت اسطوره ای اشاره دارد . آموزش قالی بافی در دانشسرای عشایری توام با مهارات و دانش را برای دختران عشایر به ارمغان آورد

 

رخسار یکی از دخترانی بود که در خاطراتش می نویسد در خانه یکی از بستگانمان که شیراز بود دار کوچکی را برایم ساختند و من چنته ای را به دار کردم و ایام هفته که از دانشسرا به خانه آن قوم می رفتم کار بافندگی را انجام می دادم و از این طریق برای خود کسب درآمدی برای نیازهایم می کردم ،

آری چنین است محمد قصه زندگی عشایری ما ، که از وجودش و نفوذش و حضورش مردمانی سعادتمند شدند و اینک در محضر بانوی بزرگ خورشید خانه او و سهم آن یار عزیز از تعلیمات عشایر پیمان می بندیم که همه خوبی های او را در حق همه پدران و مادران عشایر فراموش نکنیم که امروزه غرور علمی ما در عرصه گیتی مدیران ،نامی به بلندای ابدیت بنام بهمن بیگی است که بسوی نور شتافته و در آن سوی ملکوت و ناسوت سکنا گزیده است .

پایان سنت های کهن نزدیک است
مشاهده خبر...

بخواب ای مرد بزرگ         که از برخاستنت       دنیایی غرق نور شد

تا به تعبیر سیمین دانشور : عشایر را فقط به کره و ماست و خامه نشناسند . بلکه به علم و دانش و

خرد ورزی ها و اندیشه نیز نشان دهند .

IMG-20160105-WA0003

کلیدواژه : بهمن بیگی
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید