به گزارش پایگاه خبری ،تحلیلی جمعیت جوانان قشقایی،سفرنامه حاج ایازخان قشقایی شرح حال سفر حاج ایازخان، یکی از سرداران ایل قشقایی به مکه و مدینه و عتبات عالیات است. وقایع این سفرنامه از اردیبهشت تا دی ماه سال ۱۳۰۱ ه.ش (رمضان ۱۳۴۰ تا جمادی الاول سال ۱۳۴۱ ه.ق) پس از جنگ جهانی اول و در واپسین سال های سلطنت احمدشاه قاجار و در مدت کوتاهی پس از کودتای ۱۲۹۹ رضاخان روی می دهد.
توصیف کوتاهی از حاج ایازخان از شهر مقدس مکه و سپس شرح واپسین روزهای حضور او در مدینه را در ادامه می خوانید. لازم به ذکر است این سفرنامه به کوشش پرویز شاکری از سوی کتابخانه مجلس منتشر شده است.
«و از شهر مکه چه نویسم هر طرف نگاه می نمایی تمام شهر است و بازار و از اهل خودش هم که جویا می شوی کسی نمی داند و تخمین هم نمی توانند بزنند مگر خلاق عالم می داند و قولی گفتند یکصد و پنجاه هزار خانوار، بعضی می گویند زیادتر است.و هر میوه که بخواهی پیداست، انگور، خربوزه، بالنگ (خیار سبز)، هندوانه، خیارزه (خیار چنبر)، بادنجان، کدو، انجیر، گلابی، شفتالو، آلوسیاه، توت سیاه، انار بسیار خوب، آلوزمین، بادنجان فرنگی، آلبالو، خیلی میوه هم بود ما نمی شناختیم، متحمل هم نشدیم. مرکبات، تمام لیمو بیدخانی، مدنی، نارنج، لیمو، خودمان دیدیم، گفتند تمام مرکبات دارد. حال وقت آن ها نیست که بازار بیاید. خرما خارک هر رقم لازم به نوشتن نیست، بسیار بود. قیمتا هم مناسب بود.
پونزدهم محرم الحرام – حرکت از مدینه
صبح گاه برخاسته، با جناب حاج ملاباشی در حرم رفته. اول اذن دخول خوانده داخل شده بود رفته در میانه مسجد نماز فجر با جماعت ادا شده.و حضرات شیراز و حوالی شیراز و سائر از عراقات که دیگر آشنایی داشتم، آمده چه با نماز جماعت و چه (هوا) که روشن شد، به زیارت ملحق شدند.
زیارت حضرت رسول و زیارت حضرت فاطمه زهرا -علیهماالسلام- دو دفعه به مکان خود خوانده و آمده در میان ستون توبه و منبر، چهار رکعت نماز زیارت حضرات معصومین را هدیه کرده.چون جناب حاج (ملاباشی) خیلی خوب با حزن و با اثر و شفاف خواندند، تمام این ها تحسین کرده، در همان مکان مبارک حضرت رسول، آشکارا دعا در حق من نمودند که همچنین عالمی و همچنین آقایی را مخارج کرده آورده اید و باقی آمین گفتند. و عبد ذلیل هم امیدوار به خلاق عالم و جل جلاله هستم که ان شاءا… عاقبت مرا به خیر مبدل کند و بیامرزد به کرم و عفو خودش و کرم عنایت بخش محمد و آل محمد.
و از حرم حضرت رسول(ص) قانونا مرخصی حاصل کرده، چون مائل بودیم که حضرت عبدا… پدر حضرت رسول است زیارت کنیم. در تمام رساله ها ذکر است و بلد نبودیم، شخص بلدچی پیدا کرده، همان داخل شهر مدینه طیبه می دانستیم مدفن است، آن شخص را همراه داشته، چند نفری که بودیم، یعنی از اهل ایران، تمام رفته نشان دادند زیارت کرده. چون حضرت رسول در حیات خودش خیلی می آمده در بقعه مبارک پدر خودش گریه می نموده می فرموده «ایها الناس از برای پدر من گریه نمایید، چرا که جوان مرگ شده در غربت و من بعد از پدر به دنیا آمده ام. حال از آن جهت در مدینه ماندن خیلی خوش دارم».
و جناب فخرالحاج حاج ملاباشی به روضه و مرثیه اظهار کرده، شیون شدید برپا شده. بعد زیارت کرده زیارت نامه خوانده، دو رکعت نماز زیارت هدیه کرده و از آن جا مراجعت کرده.
در بین راه، میان کوچه نزدیک ائمه بقیع، بقعه ای بود مال حضرت صفیه -علیهاالسلام- خواهر حمزه سیدالشهدا و دیگر حضرت عاطفه، خواهر صفیه و عمه حضرت رسول و حضرت ام البنین، مادر حضرت عباس(ع) که ابوالفضل العباس می نامند و چهار برادر دیگر حضرت امیر بعد از حضرت.
بعد رفته در بقیع اذن دخول خوانده، داخل شده، چه غوغایی. چون روز جمعه هم بود و روز وداع هم بود، اول از برای چهار امام – علیهم السلام- و یک نفر عم حضرت رسول و دو نفر بی بی زیارت نامه مجموع خوانده، با چشم گریان و دل بریان با حزن با اثرانه به نیت وداع.اول زیارت نامه حضرت امام حسن خوانده، بعد زیارت نامه حضرت امام زین العابدین سیدساجدین خوانده، بعد زیارت نامه حضرت امام محمدباقر خوانده، بعد زیارت نامه حضرت امام جعفر صادق خوانده، و چون حضرت عباس عم حضرت رسول زیارت نامه مختصر دارد، آن هم خوانده و آمده بالای سر معجر مرقد آن عصمت و عفت کبرا حضرت فاطمه زهرا خیرالنساء -علیهم السلام- زیارت نامه خوانده و وداع طلبیده و بعد چون آن علیا مخدره مکرمه (با) حضرت فاطمه بنت اسد مادر حضرت اعلی مرتبه امیرالمومنین که زوج حضرت ابی طالب است در یک صندوق معجر دفن هستند، زیارت نامه خوانده. بعد آمده پشت پنجره و مقبره امامان -علیه السلام- هفت دو رکعت نماز به اسم و نیت هر کدام هدیه کرده قربتا الی ا… خوانده شد که عبارت چهارده رکعت باشد.
و بعد جناب حاج به حاضرین فرمود که دعای جامع صغیر، قبل خوانده شد و دعای جامع کبیر باید حال خوانده شود و به همین حال ایستاده باشید تا بخوانم و بخوانید که خیلی ثواب عظیم دارد و تمام خوانده شد. وداع کرده، خیلی هم ازدحام گریه بود و وداع و خداحافظی کرد».



