افزونه جلالی را نصب کنید. Thursday, 5 August , 2021
0

دار قالی

  • کد خبر : 890
  • ۰۳ شهریور ۱۳۹۴ - ۱۸:۳۸
دار قالی

اسمش دار قالی بود. ولی فقط دار قالی نبود. کانون خانه بود. از مدرسه که برمیگشتیم آنا از روی دار با آن چشمان همیشه دلواپس ومنتظرش به در سرک میکشید و تا ما را نمی دید لبخند بر لبانش نمی آمد. به وقت نهار دار قالی با آن تارهای ظریف و زیبایش باشکوه ترین و […]

اسمش دار قالی بود.
ولی فقط دار قالی نبود.
کانون خانه بود.

از مدرسه که برمیگشتیم آنا از روی دار با آن چشمان همیشه دلواپس ومنتظرش به در سرک میکشید و تا ما را نمی دید لبخند بر لبانش نمی آمد.

به وقت نهار دار قالی با آن تارهای ظریف و زیبایش باشکوه ترین و مجلل ترین میز نهار خوری دنیابود.

تا دست دست میکردی و آنا ماهی ها و وزیر مخصوص ها را در فرش جان میداد نوای صدایش آغور ائل را به اتاق آورده بود و مشق هایت تمام شده بود.

او میخواند و تو در نرمترین رختخواب دنیا که بالشت زانوهایش بوی پرقو میداد به خواب شیرین میرفتی و درخواب رویاهای آواز آنا به سراغت می آمد.

به تبریز پرمیگشودی و از قنات های ریزه ریزه اش سیرآب میشدی.
به گرجستان سفر میکردی وبا اسب دل رودخانه های سهمگین و بزرگش را میشکافتی.
ناگهان ساز میگرفتی وصنم با آن اندام دلفریب و خواستنی در باد میرقصید وفدای قدوبالایش میشدیم.

آه چه زیبا بود وقتی از عروسی خان میگفت و صدای قاطع کرکید مانند صدای نقاره سحرآوازی سحر وجادویت میکرد.
گاه دلت برای کرم میسوخت و با خیال عشقبازی های امیرارسلان خنده برلبانت می آمد.

به هیجان می آمدی وقتی از پدرش رضاخان میگفت وباد به گلویش می انداخت و با غرور میگفت:آتام ناصرخان وخسروخانیگ تفنگ چیسیده/بابام تفنگچی ناصرخان وخسروخان بود/.

آنقدر میگفت تا مست شوی وتا قیامت مست بمانی.

مست سرحدوگرمسیرهایی که باایل کوچ نکردی.مست کشک هایی که در آفتاب خسرو شیرین تردشدند و در کام بچه چوپانها آب شدند.

نگاهی به نهضت کازرون
مشاهده خبر...

مست صدای گلن گدن برنویی که در سینه کش کوه های سربه فلک کشیده دنا نچکاندی  و گوشت بره قوچهایی که در کهمره به دندان نکشیدی.

مست بوی پونه های کنار قره قاج.
بوی پشم گوسفندان تازه چیده شده.
مست صدای یورتمه مادیانی که افسارش را نکشیدی ودر گوشش شعر نخواندی.

چه زود ولی سخت گذشت کودکی عشایرزاده ای که در قفس شهر بدون بال پرواز متولدشد.

خیلی دوست دارم بدانم آن قالی ها که مادرم را پیرکردند حالا کجا هستند؟؟؟؟

مهدی درویشی(ایشیق)

لینک کوتاه : https://www.sardarjonoub.ir/?p=890

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.